ديروز در "کارگاه آموزشی مديريت رنگ" شركت كردم. در آگهي برگزاري گارگاه آمده بود:
"با گسترش توليد تصاوير ديجيتال توسط عکاسان، گرافيست ها و ساير کاربران، دستیابی به تصاويری که از ايده تا چاپ، رنگ يکسان داشته باشند به يک رويای دست نيافتنی تبديل شده است. همه ما بارها شاهد بوده ايم که رنگ عکس بر روی LCD دوربين، مانيتور کامپيوتر، چاپ به وسيله پرينتر خانگی و چاپ در لابراتوار عکاسی نه تنها با خود سوژه بلکه با يکديگر هم تفاوت های بسياری دارند.
آيا راه حلی هست که بتوانيم در طول اين مسير نه تنها رنگ های يکسانی داشته باشيم بلکه بتوانيم رنگ دلخواه و ايده آل را به دست آوريم؟ بدون شک آری.
با آموختن اصول مديريت رنگ شما می توانيد به همه خواسته های خود در يک فرآيند تصويری ديجيتالی دست يابيد."
با شركت در اين گارگاه آموختم كه چرا بايد كيفيت رنگ در دستگاههاي گيرنده (دوربين، اسكنر، ...)، نمايشگر (مانيتور، ...)، و خروجي ها (پرينتر، فتولب، چاپ، ...) با يكديگر متفاوت باشد. بايد توجه كارگردانان آرشيوهاي ديجيتال را بدان جلب نمود.
قصد واقعي من از شركت در اين كارگاه اصلأ درباره عكس ديجيتال نبود كه تخصصي در آن ندارم و بيشتر شركت كنندگان از توليدكنندگان (طراحان، عكاسان، ... ) و كمتر چاپخانه داران و ناظران چاپ بودند و شايد تنها من بنمايندگي ار بخش اسناد و نسخ خطي؟ در آن شركت كرده بودم. اگر دغدغه اصلي برگزاركنندگان آن بود كه چگونه كيفيت رنگ عنصر بيروني را در تمام مراحل كار ديجيتال (از ثبت تا چاپ) حفظ كنند، دغدغه من آن بود كه فهرست نويس اسناد و نسخ خطي چگونه مي تواند و بايد، كيفيت واقعي رنگ در اسناد و نسخ خطي را در فهرست نويسي ثبت و عينأ به خواننده فهرست منتقل كند كه خواننده بدون ديدن نسخه و سند، همان رنگ را تجسم كند. بگمانم تجربه خوبي بود و بايد مقاله ام را دوباره نويسي كنم. آيا ورود چنين مباحثي در دانش نسخه شناسي و سند شناسي خريداري خواهد يافت؟
